تبليغاتX
امیدوارم یه روز آتیش بگیری با خودتم
زندگی شیرین می شود
زندگی شیرین می شود

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 15:38  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینجا بالای کوه فدلکه
2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:33  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینم که دیگه آقا احمده
2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 20:6  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

یادش بخیر اون زمانا چه دورانی داشتیم (این عکسو برای اونایی گذاشتم که بدونن نامردی خوب نیست)

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:56  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینجا که دیگه مشخصه مهندس جهانگیری داره شیرین کاری میکنه
2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:47  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

این عکسو تو مراسم عاشور گرفتم
 
2 نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت 19:42  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

2 نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 16:21  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینجا آقا مصطفی توجه زیادی به 2 تا دختر داشته
2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:30  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

این عکس مربوط میشه به زمان جنگ جهانی دوم که آقای جهانگیری شوشتر رو گرفت
2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 22:25  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینم که دیگه مدیر هیئت رئیسه هست خیلی هم انژکتوریه
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:28  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینجا بالاشهر شوشتره
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 21:5  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

این هم خودمم دیگه - میلاد
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:43  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

از سمت راست مصطفی - احمد - مهندس جهانگیری - دکتر جلیل کریمیان
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:27  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

این هم که دیگه مشخصه ماله دوره جوونیمون بود
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:19  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینجا بلوار شهید شرافت شوشتره

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:14  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

اینجا رودخونه کارونه تو شوشتر
2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:9  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

این عکس داخل پارک کلاه فرنگی شوشتر هست

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 20:3  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

این یکی از عکس هایی هست که شوشتر گرفتم

2 نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 19:57  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

 

تقدیم به سلطان عشق

شبی مجنون به لیلی گفت که ای شیدای بی همتا توراعاشقی شود پیدا ولی مجنون نخواهد شد

علاج درد مشتاقان طبیب عام نشناسند مگر لیلی کند درمان غم مجنون شیدارا

در نمازم خم ابروی تودریاد آمد حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد

شاعرنیم شعرندانم که چه باشد من مرثیه سرای دل دیوانه خویشم

2 نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 16:22  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

عشق سپيد

زندگی یعنی هیچ

پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

تنها دقایقی چند تاخیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است

شاید موعد قرار تغییر کرده است

خندید به سادگیم آینه و گفت

احساس پاک، تورا زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

گفت : خوابی سالها دیر کرده است

در ایینه به خود نگاه میکنم آه

عشق او عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت آیینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است

 

 

تقدیم به آنکس که گفت می آیم و نیامد

« « « ای دل من منتظر باش » » »

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 18:38  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

دل دیونه

نگاه اولت در من اثر کرد                               

                             نگاه دومت دیوانه ام کرد    

نگاه سومت خاکسترم کرد                               

                          نگاه چهارمت عاشق ترم کرد  

نمی دانم دلم دیوانه کیست                               

                             کجا آواره ودرخانه کیست

             نمیدانم دل سرگشته اسیر نرگس مستانه کیست

.2

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 16:11  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

عشق من

همه کس و همه چیز را دوست بدار اما , به هیچکس و هیچ چیز دل مبند مگر خدا

 نمیدانم که

با اینکه تمام ِ غم ِ عالم را دریا دریا در دل ِ کوچکم می ریزی ولیکن هنوز دوستت دارم... با همان شدت...
گر چه جرعه جرعـه زهـر ِ تلـخ ِ انـدوه را به من میـخورانی ولیکن هنوز دوستت دارم... با همان شدت...
با اینکه بارها هوشیارانه قلب و تنم را به آتش کشیدی ولیکن هنوز دوستت دارم... با همان شدت...
            دوستت دارم
                              دوستت دارم
                                                دوستت دارم...
                                                                     همین!

زندگی ۲ روزه یک روز پنج شنبه و یک روز جمعه

با خودتم

2 نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 16:25  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

هیچکس می دونه میلاد یعنی چی؟

ای کاش همه با هم خوب بودن... ای کاش می شد حرفه دلتو به همه بزنی... ای کاش می شد خنجرهارو شکست تا به هرکس خوبی میکنی دیگه خنجری نباشه که بهت بزنه... ای کاش زندگی توی آسمون بود که اونقدر بزرگ باشه که هیچ کس کسیرو نبینه... ای کاش قلبی نبود... ای کاش کسی کسیو دوست نداشت... ای کاش رنگین کمانی نبود... ای کاش دریایی نبود که آخرشو نبینی... ای کاش زمین گرد نبود که از هر طرف که بری دوباره بر نگردی سرجات... ای کاش دنیا اینقدر قشنگ نبود...

ای کاش نامردی وجود نداشت................................................................................

با خودتم

2 نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:58  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

كاش قلبم درد پنهاني نداشت
چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش مي شد در دفتر تقدير عشق
حرفي از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را
بي خطر پيمود  وقرباني نداشت
2 نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:51  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

2 نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:34  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

دوست داشتن
 

چه جور بگم دوست دارم

وقتی صدام نمی کنی

چه جور بگم فدات بشم

وقتی نگام نمی کنی

چه جوربگم عاشقتم وقتی دوستم نداری

روزگارچیست که طلب توام

فکرمن باش که دراین گوشه بیادتوام

گفته بودی که طبیب دل بیمار منی

بس طبیب دل من باش که بیمار توام

.

2 نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 16:9  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

رویای خدا را آشفته نکنید

من یک نفر را می شناسم که پرواز می کند . او روی همین زمین راه می رود و توی همین آسمان پر می زند . او شبی خواب دیده که بال دارد و وقتی که بیدار می شود ٬ بالهایش را با خود به بیداری میاورد . این چیزی است که همیشه او می گوید . اما هیچ کس را باور نمی کند .

من اما حرفش را باور می کنم . زیرا خدا هم همین را به من گفته است . یک روز از خدا پرسیدم ٬ دوستم بالهایش را از کجا آورده است ؟

خدا گفت : من هر شب تکه ای رویا توی خواب شما می گذارم . اما بیدار می شوید و رویای تان را همانجا ٬ جا می گذلرید .

برای این است که زندگی زیبا نیست .

کاش رویایتان را با خود به بیداری می آوردید تا جهان زیبا شود .

بین شما و رویا هایتان دیواری بلند است . این دیوار را بردارید تا خواب و بیداری تان در هم بیامیزد . بگذارید بیداریتان ٬ رویایی با شگوه باشد و خوابتان یک بیداری ناب .

خدا گفت : اگر رد رویاهایتان را بگیرید به من می رسید و من شنیدم که فرشتهای زیر لب می گفت :

زندگی تعبیر رویای خداوند است ٬ آی آدم ها ! رویای خدا را آشفته نکنید .

2 نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 15:43  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

آخه چرا...
آخه چرا دنیا باید اینقدر نامرد باشه

آخه چرا........................................................ چرا

2 نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 12:37  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

خانوما خوبن...آقاها بد!!!!

 

تا حالا توجه کردید همه چیزای خوب خانومن:

خورشید خانوم,مهتاب خانوم,پروانه خانوم.

اما همه ی چیزای بد اقا هستن:

اقا دزده,اقا گاوه,اقا گرگه,اقا خره.

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 18:23  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |

طرز تهیه ی سوسک:

 

اگر در شرایطی سخت مجبور باشید سوسک بخورید...چه طور درست اش می کنید؟   

 

1)    اونو آب پز می کنید چون نمی خواید ویتامین هاش از بین بره....!

 

2)    ابتدا چشای سوسکه رو در می یارید..تا نبینه دارین اونو می خورید...! سپس چشای خودتونو می بندین تا نبینین دارین سوسک می خورین!!

 

3)    كله ...بال ها....پاها و دستاشو می کندین ، بعد قورتش میدین !( حالا خام یا کبابی فرقی نمی کنه) !!!

 

4۴)  شكمشو خالی می کنین، بعد سرخ می کنین، و اطرافشو کلی تزئین می کنین تا قیافه نحسش زیاد جلب توجه نکنه...! اونوقت با سس قارچ و نوشابه میل می کنید!!!

 

5) می ذارینش تو کاغذ بعد مچاله میکنید و با آرامش تمام اونو قورتش میدین ... !!

( روش دخترونه ) !!!!!!

 

6) چون خیلی راحت طلب هستین ، همونجوری لای دندوناتون له اش میکنید

( روش پسرونه ) !!!!!!!!

2 نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 18:18  توسط میلاد (هیچ وقت عاشق نشدم)  |